دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

تو هم با من برو بگذار کاش میشد با نگاهت می کردم هوا و و من چندیست دارم با خودم با میجنگم اگر می شد برایت می نوشتم هایم را صدایم را سکوتم را اگر میشد برای دیدنت نمیکردم اگر میشد افسار را ول نمیکردم تو هم حرفی بزن هر چند تکراری بگو ؟

1391/12/02 - 20:59
10 ديدگاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ



با من حرف بزن
من از قبیله کولیانم
زبان دورترین باد را هنوز خوب می فهمم
صداقت وقتی پشت پرچمهای آفتابگردان چشم باز می کرد من میان تبسم های یک نسیم به رستگاری دست کشیدم
و اولین نفری بودم که به سواران صبحی که از قله های بی نیازی باز میگشتند سلام گفتم

13 سال و 7 ماه و 3 روز و 19 ساعت و 5 دقيقه قبل
Diba ( مادربزرگ )(✿◠‿◠)

سلام، اینو تقدیمت کردم که به عشقت تقدیمش کنی

13 سال و 7 ماه و 3 روز و 18 ساعت و 53 دقيقه قبل
Diba ( مادربزرگ )(✿◠‿◠)

مرسی داداش! قابلی نداشت! من عاشق این شعرم، قول دادم به کسی بدم که عاشق باشه

13 سال و 7 ماه و 3 روز و 18 ساعت و 37 دقيقه قبل
Diba ( مادربزرگ )(✿◠‿◠)

می ترسم یه تشکر دیگه بکنم، تمام دنبالرو پر گل کنی

13 سال و 7 ماه و 3 روز و 18 ساعت و 28 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)