دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

من از نگاه ماهی در تنگنای تنگ بی تاب میشوم ..

1392/01/02 - 21:19 در حرف دل
16 ديدگاه
فردایی دیگر

من از نگاه ماهی
در تنگنای تنگ
بی تاب میشوم
وز شرم این ستم
که بر این تشنه می رود
انگار پیش دیده ی او
آب می شوم.........____________فریدون مشیری.

13 سال و 6 ماه و 2 روز و 4 ساعت و 16 دقيقه قبل
باران بهاری

سلام دوستم

ماهی تنگ بلورینم و در شیشه اسیر

سرخی ِ جسم ِ من از زخم ِ اسارت باشد

13 سال و 6 ماه و 2 روز و 4 ساعت و 12 دقيقه قبل
فردایی دیگر

سلام باران عزیز..

این ماهی هراسان
در جستجوی روزنه ای
تنگ تنگ را
با آن نگاههای پریشان
پیوسته دور میزند و دور میزند
اما دریچه ای به رهایی پیدا نمیکند...

13 سال و 6 ماه و 2 روز و 4 ساعت و 8 دقيقه قبل
باران بهاری

در خود شکستم ریز/ ریز/


مثل آن تنگ ماهی بلور


واین ماهی


نگاهش به تو نگران است ...


نگاهت را از او مگیر



می میرد...

13 سال و 6 ماه و 2 روز و 4 ساعت و 2 دقيقه قبل
باران بهاری

سنگم به بدنامی زنند اکنون ولی روزی
نام مرا با اشک روی سنگ می‌خوانند

این ماهی افتاده در تنگ تماشا را
پس کی به آن دریای آبی‌رنگ می‌خوانند

13 سال و 6 ماه و 2 روز و 3 ساعت و 48 دقيقه قبل
فردایی دیگر

از چه تو غمگينی
به گمانم خود را

مثل من می بينی
به خدا ميدانم

که تو جايت تنگ است
ولی با دوری تو

عيد من بيرنگ است
گله کم کن که خودم

گله مند از دنيام
که به مانند تو من
ماهی ای در دريام
ماهی داخل آب
نتواند فهميد

چه شکوهی دارد
پهنه های امُيد

13 سال و 6 ماه و 2 روز و 3 ساعت و 36 دقيقه قبل
باران بهاری

چرخش سال پر از شور و تماشاست چه سود

ماهی تنگ در اندیشه دریاست چه سود


عمرمان رفت که سر سخت تر از کوه شویم

باز سنگیم که در خوردن تیپاست چه سود

13 سال و 6 ماه و 2 روز و 3 ساعت و 31 دقيقه قبل
فردایی دیگر

ایا دریچه ای به رهایی گشوده شد ؟
یا ماهی غریب ز دریای تنگ ما..
اهسته در قفسش جان سپرد و مرد؟

13 سال و 6 ماه و 2 روز و 3 ساعت و 21 دقيقه قبل
باران بهاری

من ماندم و تنگ خالی و ختم ماهی هایم درلحظه ی سال تحویل

خوشا به حال گربه تاقچه مان

دم عیدی ماهی قرمز نوش جان کرده بود!

13 سال و 6 ماه و 2 روز و 3 ساعت و 17 دقيقه قبل
فردایی دیگر

سال جدید میرسد از راه و من هنوز ..
در فکر ان ماهی قرمز تنگ کوچکم..
که در کنار سفره هفت سین سال قبل..
با ان همه هراس دلهره ,آن تُنگ تَنگ را
دور میزد و میگفت آب آب....

13 سال و 6 ماه و 2 روز و 3 ساعت و 11 دقيقه قبل
باران بهاری

حال رنجور مرابغض گون ميفهمد

كه لبش خشك شد از غربت سوزان كوير



خوش بمان همدم درياچه ي آزاده كه من

ماهی تنگ بلورینم و در شیشه اسیر

13 سال و 6 ماه و 2 روز و 24 دقيقه قبل
فردایی دیگر

ماهی تنگ بلورم جای من اینجا نیست..
***

همه روياي شبم غوطه درآبي درياست.
خانه ام دورترين روياهاست.
من دلم مي خواهد درهمين خواب بميرم.
غرق درآب شوم جان دهم ساده بميرم.
من دراين تنگ بلور من ز ديار دور
من در اين شهر غريب خسته از ديدن هر ديدني ام
به افق مي انديشم وبه آن لحضه كه خورشيد
مي کند آبي درياي مرا نقاشي.
ومن آري غرقه دررنگ طلايي غرق در رويايم.
من دلم مي خواهد در همين خواب بميرم.
غرق درآب شوم.... جان دهم ساده بميرم....ماهي تنگ بلورم..

13 سال و 6 ماه و 4 ساعت و 56 دقيقه قبل
باران بهاری

از هوایت قفسم را پر کن

تُنگ دریاست برای ماهی

13 سال و 5 ماه و 23 روز و 19 ساعت و 52 دقيقه قبل

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)