دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

راهی نانوایی شدم، با کلی غُر و ابرو بالا انداختن بندِ کیسه‌ی زباله‌ی سفید را - از اینهایی که تبلیغش را می‌کنند - گرفتم توی دستم، که میان راه پرتش کنم درون یکی از سطل‌های زباله‌ی شهرک - بدلیل پر بودن - که احتمالاً بخاطر افزایش خوراک در ایام نوروز یا شاید کم‌کاری ماموران جمع‌آوری زباله باشد - سهم من آخری شد که گویی یک جای خالی داشت! نیم‌ساعتی گذشته بود - باز می‌گشتم، نان خریده بودم و رسیده‌ بودم حوالی خانه - در تاریکی - مردی که نیمی از قامت خم شده‌اش درون همان سطل زباله بود، روزی‌اش را جستجو می‌کرد ...

1392/01/10 - 21:44 در بی حجاب از روی دیوارها
1 ديدگاه
نیما صابری

چندماهی‌ست که چنین صحنه‌هایی را بیشتر می‌بینم ...
بدون محدودیتِ سنی ...

13 سال و 5 ماه و 20 روز و 15 ساعت و 13 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(3 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)