دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امســــال بعــد ســال تحـــویل راه افـــتادیم سمت خـــونه عمـــه/تهـــران/ تـــویِ راه /پُــمپ بنزیــن/اتـــفاقی با یِــ دختـــر کــوچــولوی آشنــا شُــدم/ یِــ نـــامــه بهــم داد و گفتـــ ببــر بِــده بــه . . .وقـــتــی نــــامـــه رو خـــونــدم اشـــک تـــو چشــام جمـــع شُـــد . . . . .فقـــط نگــاهش کـــردم و اون همینجـــور معصـــومانه . . .

1392/01/18 - 01:19 در ثامن الحجج
2 ديدگاه
نیلـツــو

آقاجان اول سلام از ظهور امام زمان ،شفای تمام مریضان ،/امام رضا خواهش میکنم به بنده ات کمک کن تا بتوانم سالی بیایم مشهد/آخر مامانم هر وقت از تو حرفی میشود همش گریه میکند/ من گریه مادرم را دوست ندارم/آقاجان به پدرم کمک کن تا یک کار پیدا کند تا هر روز صبح مثل پدر زهرا به سرکار برود و ساعت 9 بیاید....و مثل پدر زهرا مرا دعوا نکند/آقاجان من دوس دارم پدر ومادرم برایم جشن تولد بگیرند/پدر و مادرم مثل پدر و مادر زهرا شاد باشند در تولدم،به پارک برویم /امام جان ما مستاجر هستیم،یک خانه میخواهم که یک اتاقش برای من و خواهرم فرشته باشد،من فرشته را خیلی دوس دارم امام جان مادرم هم بعضی وقتها سرکار میرود و شبها نمی آید و ما مجبوریم بدون غذا بخوابیم،وقتی هم که می آید خیلی خسته است،مادرم مریض است و نمیتواند به سرکار برود،من قول میدهم اگر پدر سرکار برود دیگر با فرشته دعوا نکنم تا مامان هم اذیت نشود /خیلی آرزو دارم ولی توی دلم باید نگه دارم .........

13 سال و 5 ماه و 14 روز و 13 ساعت و 50 دقيقه قبل

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)