دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میترسم کسی بوی تنت را بگیرد نغنه دلت را بشنود و تو .............خو بگیری به ماندنش ... ..چه حس خط خطی و جهنمی ست این احساس حسودی من....

1392/01/26 - 21:04 در درد دل ..
11 ديدگاه
H!DeN

az harchi betarsim saremoon miyad
bayad tamrin konim yebaram k shode az khoshbakhti betarsim

13 سال و 5 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 58 دقيقه قبل
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

اينباردر جاده بي انتهاي زندگي
تسليم بودن هاي بي تو بودن مي شوم ...
تسليم جاده زندگي شده ام ....

13 سال و 5 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 56 دقيقه قبل
H!DeN

آی بانو
پیچ و تاب موهایت
خدا را از خر شیطان
پیاده می‌کند
من که عددی نیستم.
عدد یعنی
حساب موهای تو
سرانگشتی نیست
اما از دست من در می‌رود ...

13 سال و 5 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 55 دقيقه قبل
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

دردِ نَمُردن دارد مرا از پاي در مي آورد
مردانگي کن تيغ
به يکباره ريشه هاي زميني ام را بزن.
===============

13 سال و 5 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 53 دقيقه قبل
H!DeN

من قاتل ام !!!

مرا محاکمه کنید

نه نه ، مرا بی محاکمه اعدام کنید !!!

من ؛
عمریست خاطره میسوزانم
شب ها سیگار خفه میکنم
پیکهای مشروب تهی میکنم
شیون و زاری سرقت میکنم
گریه ها و ناله ها عقیم میکنم
تا دلت بخواد خود زنی میکنم

اما از همه مهم تر و بدتر ؛
سالهای سال ست
دارم آرزو دفن میکنم ...

من قاتل ام !!!

مرا بی محاکمه اعدام کنید

13 سال و 5 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 51 دقيقه قبل
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

سیــــب هنوز هم شیــــرین است....

هنوز هم آدم بــــهشت را به لبخند حــــوا میفروشد.

شــــــــــــــیطان بهانه بود!

13 سال و 5 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 50 دقيقه قبل
H!DeN

چیزی به فروپاشی اَم نمانده است
وقتی هیچ خمیازه ای
خستگی خاطرات را از تنم
به در نمی کند...
وقتی هیچکسی نیست
که شبم را با نوازشش بخیر کند...
بخواب دلکم...
تو بخواب آسوده....
من اما،
قصه ی ِ غٌصه اَم طولانیست...

13 سال و 5 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 47 دقيقه قبل
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

این روزها...
من خدای سکوت شده ام..

ساکت و ارام..مانده ام

تا
آرامش اهالی دنیا...خط خطی نشود

13 سال و 5 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 45 دقيقه قبل
H!DeN

اینجا جای یک دوست کم است
از آن دوست هایی که نارو نمیزنند
از آنهایی که وقتی یک سیگار بماند
میگویند : بیا دو ترکه بکشیم
از آنهایی که سر هر پیک حرفهای مردانه میزنند . .

13 سال و 5 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 43 دقيقه قبل
†○○ß∂Ɲσόリℯ §ôk

ﺗﻨﻬﺎﻳﻰ ﺭﺍﻩ ﺭﻓﺘﻦ ﺳﺨﺖ ﻧﻴﺴﺖ ... !
ﻭﻟﻰ ﻭﻗﺘﻰ ﻣﺎ ﺍﻳﻦ ﻫﻤﻪ ﺭﺍﻫﻮ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺭﻓﺘﻴﻢ ،
ﺗﻨﻬﺎﻳﻰ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﺧﻴﻠﻰ ﺳﺨﺘﻪ ...

13 سال و 5 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 41 دقيقه قبل
H!DeN

سیـــ...ـگاری آتش بزن
بِه بهانه ی سیـ....ــنما از چشمهایی
که با اسبهای بخار... زده از اینجا رفت
سوت بکش جای جیغ ِ سکوتی
که با یک قطار ِ رفته ..... به اینجا آمد
باور کن
هزار بار هم این ریل را ،، بریل ِ دستهایت کنی
باز مسافرِ رفته را باز نمی گرداند
بسه دلم اینجا ایستگاه آخره
باید برگردیم . . .

13 سال و 5 ماه و 4 روز و 4 ساعت و 36 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)