دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بعضی وقتــا هستـ مثه دیشب که از میبُـرم . . . دیگه واسم مهم نیستُ قیدِ همه چیُ میزنمُ شروع میکنم به حرف زدن . . . حرفـایی که دوستـ ندارن بشنون و واسم عواقب داره ولی مهم اینه خالی میشم . . . آره اینه . . .

1392/01/31 - 16:31 در تايپ نويـس
2 ديدگاه
❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥

با اینکه از تاریکیُ خلوت بودنِ ساحلِ پشتِ خونه یِ مادر بزرگم میترسیدم ولی اونقدی حالم بد بود که یکِ شب فقط دوویدم سمته و تا چند ساعت . . .

13 سال و 5 ماه و 1 روز و 17 ساعت و 37 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)