دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

چه آنهائی که می دانند ، چه آنهائی که نمی دانند ... آنهائی که اقرار می کنند و آنانی که انکار ....

1392/02/09 - 17:55 در copy-paste
1 ديدگاه
❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥

من زنم.... یک زن آزاد... یک زن آزاده

من یک روح متعالی هستم؛ تبلوری از مقدس ترین ها !

ـ من را با باورهایت تعریف نکن ! بهتر بگویم تحقیر نکن!

من آنطور که خود می پسندم لباس می پوشم

قرمز، زرد، نارنجی ، برای خودم آرایش می کنم

می خندم بلند بلند بی اعتنابه اینکه بگویند جلف است یا هر چیز دیگر...

برای خودم آواز می خوانم حتی اگرصدایم بد باشد

آهنگ میزنم و شاد ترین آهنگ ها را گوش می دهم،

مسافرت میروم حتی تنهای تنها ...

حرف می زنم، یاوه می گویم و گاهی شعر،

اشک می ریزم! من عشق می ورزم......ـمن می اندیشم...

من نظرم را ابراز می کنم حتی اگر بی ادبانه باشد و مخالف میل تو،

فریاد می کشم و اگر عصبانی شوم دعوا می کنم...

حتی اگر تمام این ها باآنچه تو از مفهوم یک زن خوب

در ذهن داری مغایر باشد.

من زنم موجود ی مقدس ؛

نه از آن ها که تو در گنجه می گذاریشان یا در پستوقایم می کنی

تا مبادا چشم کسی به آن بیفتد.

نه بدن و نه روحم را نمی فروشم،حتی اگر گران بخرند.

من زنم یک موجود آزاد

اما به هرزه نمی روم.

نه برای خاطر تو یا حرف دیگری؛

به احترام ارزش و شأن خودم.

من زنم یک موجود مستقل

نه به دنبال تکیه گاه می گردم که آویزش شوم،

نه صندلی که رویش خستگی در کنم

و نه نردبان که از آن بالا بروم.

من زنم به دنبال یک همسفر ،

یک همراه، شانه به شانه.

گاه من تکیه گاه باشم گاه او.

گاه من نردبان باشم ،

گاه او....

13 سال و 4 ماه و 23 روز و 18 ساعت و 40 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)