دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سکانس پایانی ؛ واقعاً میشه گفت از بهترین سکانس های تاریخ ِ سینماست ..!

1392/02/09 - 22:58 در دیالوگ‌های ماندگار
1 ديدگاه
شَـہ ـرامـ ـ

جولز (ساموئل ال جکسون) : من دارم با پولم چیزی رو می‌خرم؛ دوست داری بدونی چی رو می‌خرم رینگو؟ زندگیت رو ! این پول رو بهت می‌دم که مجبورنشم بکشمت .
انجیل می‌خونی رینگو؟
رینگو : نه معمولاً .
جولز : این بخش هست که از حفظم . جزقیل 17:25 :

[ مسیر مرد درستکار از همه سو تحت هجوم نابرابری های مردان خودخواه و ستم اهریمنی است. خوشبخت آنست که با نیت خیر و حسنه همچون چوپانی ضعفا را از دره تاریکی عبور دهد به درستی که او امین برادران خویش و یابنده کودکان گمشده است. و من آنهایی را که بخواهند برادران مرا مسموم کنند با انتقامی شدید و خشمی آتشین بلا نازل میکنم و تو خواهی دانست که نام من خداوند است هنگامی که بر آنان انتقام می آفرینم ]

سالهاست که این رو میگم و هرکی که میشنید کشته میشد !
هیچوقت به چیزی که میگفتم زیاد فکر نمیکردم فکر میکردم یه چیز سنگدلانه است که به یه حـرومزاده قبل از اینکه خشاب رو روش خالی کنم میگم و بهم خونسردی میده !
ولی امروز صبح چیزی دیدم که منو به فکر واداشت !
ببین دارم فکر میکنم که شاید معنیش اینه که تو مرد اهریمنی و من مرد درستکار و این اسلحه ۹ میلیمتری چوپان راهنما که از جون من در این دره تاریکی محافظت میکنه.
یا میتونه این معنی رو داشته باشه که تو مرد درستکاری و من چوپان راهنما و این دنیاست که شرور و خودخواهه. این چیزیه که دوست دارم ولی حقیقت این نیست حقیقت اینه که تو ضعیف و مستمندی و من استبداد مرد زورگو هستم ولی من دارم سعی میکنم رینگو ، خیلی سخت تلاش میکنم که چوپان باشم !

13 سال و 6 ماه و 11 روز و 18 ساعت و 55 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)