دلم برای صادقانه هایم تنگ شده..بگذار ساده بگویم که چقدر دلتنگم برای لحظه هایی که از پشت پنجره ی شب به ستاره ها می نگریستم و با تو سخن میگفتم چنان که گویی تو در مقابلم هستی و نه تنها تمام حرفهایم را میشنوی بلکه تمام حسم را بی کم و کاست درک میکنی، برای زمانی که بودنت برایم بهترین بود. دلم تنگ است برای لحظاتی که وجودت را با تمام وجودم حس میکردم.. چه تلخ است قصه ی بزرگ شدن آدمها.. بزرگ که میشوی آنقدر درگیرِ گیر و دارهای زندگی هستی که صداقتت را گم میکنی و در ابهامی به سر میبری که دلیلش را هم نمیدانی..
دست رو دلم نذار که خونه. منم دلتنگم دلتنگ بچگی هام دلتنگ.....

13 سال و 4 ماه و 16 روز و 20 ساعت و 27 دقيقه قبلاوهوم منم اصنشم دلتنگم

13 سال و 4 ماه و 16 روز و 18 ساعت و 18 دقيقه قبل