دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

گفتیم وُ شنیدم از آن خانۀ محصور / افسوس جدا از هم وُ بی حوصله وُ دور / رفتیم ازین چشمه به آن چشمه پیِ نور / آب از سرِ هر چشمه گِل آلود وُ بسی شور / کوتاه تر از فرصتِ هر قصۀ آهیم / ازین خواب به آن خواب وُ ازین چاله به چاهیم ... !/ [رضا بی شتاب / ترکیب بندِ تن]

1392/02/17 - 14:46 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

پَر نیست اگر بر تنِ انسانِ شکیبا
رویایِ رهایی وُ ز پرواز چه پروا!

تا گِردِ هم آییم وُ در آیینه شناسا
امیدِ رهایی دَمَد از جمعِ من وُ ما

تا کِی بُوَد آواره دلِ من ز تو همراز!
من گرمیِ دست تو بجویم همه آواز

در کوچه وُ میدانِ جهان نیست چو فانوس
ای کاش شکافد شبِ ما نعرۀ ناقوس

خورشیدِ سخن گشته درین شهر چو محبوس
خاکسترِ خورشید بُوَد بسترِ ققنوس

ذِلّت نپذیرد دلِ دریای خروشان
خیزابه ز خیزابه بلند آید وُ رخشان

از صبر به عصیان رسد انسانِ گرفتار
تومارِ ستم بر دَرَد وُ نامِ سیه کار

از دفترِ هستی بزایید به یکبار
نام وُ نسبِ سلسله دارانِ سبکسار

انسانِ به جان آمده شد شعلۀ فریاد
از بند برون آمد وُ شد زادۀ آزاد






2013-01-02

13 سال و 4 ماه و 13 روز و 17 ساعت و 45 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)