دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقای مهربونم میدونم و حس میکنم که خیلی دارم بهت میشم ، ولی میدونم نمیتونه دوباره بیام پیشتون ، مثل اون دو بار دیگه نتونستم بیام ، نمیدونم چرا باهام اینجوری میکنی ولی توی همه این ها یه چیزی رو خیلی خوب فهمیدم اگه تو نخوایی و امکان نداره بتونم بیام ، هنوز یادم نرفته که با جیب بدون پول و بدون هیچ مقدمه ای منو بردی پیش خودت و 5روز مهمونم کردی اونم با پذیرایی خودت ، ولی الان چند ماهِ که نتونستم بیام ،دلم خیلی داره ولی میدونم از دستم و که نمیخوای بیام ، باشه حق داری خداییش ولی من دارم اینبار بتونم بیام . . .

1392/02/20 - 01:32
1 ديدگاه
یک آقایِ مثلا نویسنده

. . . اینبار خواستم خیلی ساده بگم بدون بازی کردن با کلمات خواستم از ته دلم حرفمو بزنم ، من امیدم فقط به شماست . . .

13 سال و 4 ماه و 15 روز و 2 ساعت و 28 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(3 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)