دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز وحید اونی که سرباز ِ وطن ِ : ) بهم زنگ زد... یاد قدیم قودوما کردیم کلی... بهم گفت: خوشحالم که هنوز تو و فرشاد برام موندین. خیلی دوستتون دارم... ما هم دوسش داریم

1392/02/28 - 23:29 در روزنوشت
2 ديدگاه
الهه

یاد اون روزی که پشت ِ حیاط ِ دانشگاه منو گریه انداخته بود. هاج و واج نگام می کرد و دستاشو تو هوا پرت می کرد و سرم داد می زد... هیچوقت ازش دلگیر نشدم واسه اون روز...

13 سال و 4 ماه و 7 روز و 23 ساعت و 42 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)