دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

این خاطره خواستگاری ِ من نیست مال یکی از دوستامه: قضیه اینجوریه که خونه ی دوستم ساعت 9 قرار بوده خواستگار بیاد،اما اینا مثل اینکه خیلی زودتر از 9 میان،دوستمم هنوز از کلاس برنگشته بوده،خلاصه تا اینا میان میشینن چند دقیقه بعد دوستم میرسه کلید ُ میندازه میاد تو،از راهرو به پذیرایی یه پنجره داره،واسه خوشمزگی یه دفعه سرشو از پنجره میاره تو چشماشو میبنده ادای کلاه قرمزی ُ درمیاره میگه سلام الاغ عزیز حالت چطورههه بعد همه میزنن زیر خنده بیچاره دوستم تا میبینه خواستگاره اومده آب میشه از خجالت و کلن جواب منفی میده! اما پسره از کار دختره خوشش اومده بوده گیر میده که من حتما همینو میخوام،خلاصه بعد از چند وقت ازدواج میکنن و الان 4 سال گذشته...

1392/02/29 - 16:10 در خواستگاران

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)