دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

باز هم مزخرف نوشتم ... برای تو ...

1392/03/02 - 23:06
1 ديدگاه
طآها

یک چیز را می دانی ؟

پشت تمام اشکالی ندارد ها , بیخیال ها , مهم نیست ها …یک عالمه غم خوابیده ...یک عالمه اشکال , یک عالمه خیال , یک عالمه چیزهای مهم … اینکه چرا نمیفهمیشان را نفهمیده ام … شاید به قول خودت هنوز آنقدر ها هم عاشق نیستی … شاید هم اصلا نیستی ! کسی چه میداند ! نه ؟
گاهی آدم ها یادشان میرود باید دیگران را هم درک کنند … خرده نمی شود گرفت ! آدم است … فراموش می کند … کلا فراموشی رسم آدمهاست !
باز هم مزخرف می نویسم نه ؟
دراز کشیده بودم روی تختم . اتاقم مثل فکرهایم یخ کرده بود ! اینکه آدم
یک ساعت باخودش کلنجار برود تا یک شماره را بگیرد ؛ آخر سر هم بیخیال بشود
خیلی سخت است … اینکه جواب دلتنگی را با “اوکی” برایت مسیج کنند هم …
این که آدم نفهمد سردرگم هست یا سردرگم نیست خودش یک سردگمی خیلی خیلی بزرگ است ! و من یک هفته ای می شود سردرگمم …
بین خواستن ها ! اینکه از میان تمام آدمهای روی این زمین , دلت بخواهد
یک نفرشان ماله تو باشد , درکت کند, بفهمدت , همراهت باشد خیلی هم خواسته
بزرگی نیست …
آدم است دیگر …
گاهی میرود توی لاک خودش , بیرون هم نمی آید …
گاهی دلش لک میزند برای یک نفر که فقط کنارش باشد و آرامش کند , بی هیچ صحبتی … فقط باشد ؛ همین !
آدم است دیگر … گاهی
دلش چیزهایی را میخواد که نیست …

13 سال و 4 ماه و 6 روز و 20 ساعت و 34 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)