دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زین دو هزاران من و ما ای عجبا ! ... من، چه منم؟ ... !/ [مولانا / تحلیل تصویر و شعر در دیدگاه]

1392/03/05 - 20:51 در بروبکس توییت
2 ديدگاه
✔ عـلـ[بابا]ــی

تحلیلِ تصویر: تضاد زیبایی در به کار گیری ازقله به کار برده شده است، ما همیشه قله را در نمادی از پیروزی و موفقیت دیده بودیم اما در اینجا قله نماد شکست و تنهایی است نه پیروزی.

ودر مفهومی دیگر هنرمند با ایهامی سوبژکتیو تک تک آجرها تمثیلی از انسانهایی هستند که در مرحله به مرحله دوره زندگی انسانها(من) با آنها مواجه می شود وبرای رسیدن به آرمان وآرزوهایشان مجبورن دیگری را به خاطر من بودن از بین ببرند ویا زیر آب او را بزنند که مسئله روز ایران است ،در ردیف ردیف آجرها یک آجر حذف می شود و در انتها یک آجر به قله سعادت از دیدگاه خودش میرسد که به آن منهِ مَنان گویند و اگر انسان باشد گویند پادشاه و یا هر اسم دیگری وزیبای تصویر در آن است که همه بازیچه ی یک دست هستند!!! و این دست است که این من را به قله رسانده و خودش هر وقت بخواهد او را برمی دارد.

و در مفهومی دیگر انسانی که در پشت من بودن خود ناپدید و تنها شده ،حال تلاش می کند تا مَنیَت خودرا آرام آرام از بین ببرد و شروع به برداشتن اولین آجر کرده است تا دیوار از جلوی او برداشته شود و خود واقعیی او را لمس کنیم.

13 سال و 3 ماه و 24 روز و 11 ساعت و 2 دقيقه قبل
✔ عـلـ[بابا]ــی

تحلیلِ شعر: هر انسانی در هر موقعیتی،نقشی را ایفا میکنه ، در هر لحظه این "من" دستخوش تغییر میشه، مولانا هم اشاره میکنه به "دو هزارن من و ما"، و بعد میگه،ای عجبا من چه منم؟،واقعا من کیستم؟، اون من حقیقی انسان، همیشه در پرده به سر میبره و شاید دسترسی به اون محال باشه، ما میگیم،بدن من،قلب من ،اندیشه ی من، روح من ،خدای من و ... ولی اون منی که همه ی اینها را به اون نسبت میدیم نامعلومه؛ در تصویر هم اون من حقیقی انسان نهانه و فقط ویترینی از من های موقعیتی و انضمامی پیداست، انسان های جستوجو گر حقیقت و معنا،سراسر تلاششون در شناخت پشت این دیوار من ها بوده،در عرفان همه ی تعلقات اون من های موقعیتی است و رهایی از اونا،راهی است برای کشف من حقیقیه پشت پرده،
به می پرستی از آن نقش خود زدم بر آب
که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن
مولانا در بیت بعد، این تلاش برای رهایی را به حماسی ترین بیان و عارفانه ترین سخن بیان میکنه:
چون که من از دست شدم،در ره من شیشه منه
گر بنهی پا بنهم ،هرچه بیابم شکنم.

13 سال و 3 ماه و 24 روز و 11 ساعت و 1 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)