دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز تو ی نشستم. گذاشتم تو گوشم رو باز کردم و مشغول شدم که یهو نامطبوعی حس کردم و حواسم رفت به سمت ای که پیشم نشسته بود!نامرتب و و بود. نگاه به بغل دستش کردم و دیدم هم همین فرمی بود!یه زن نامرتب و و و که معلوم بود ازین هستن که تو اغلب میکنن!یه بچه ی هم تو خوابیده بود.با دیدن این صحنه کلی اومد تو ...چی شد که اینا به این افتادن؟اینا چطور زندگیشونو میگذرونن؟تقصیر کیه؟ اهل کجا هستن؟ این بچه ها کجاست؟چرا نمیرن تحت پوشش که وضعشون بشه؟ ی این بچه های طفل معصوم چی میشه؟اینا به چی میکنن؟ اصن این آدما جاشون کجای این ؟...اینقدر تو ذهنم ازین سوالای عجیب و غریب مرور میشد که اصلا یادم رفت...یهو به خودم اومدم دیدم رسیدم و دریغ از خوندن یه !!

1392/03/12 - 23:34 توسط موبایل در دلنوشتِ دنبالریون
15 ديدگاه
مهـــــــــــــــدی

من با دیدن این جور افراد تنها سوالی که میاد به ذهنم اینکه خدا از اینا هم سوال کتاب میکنه؟

13 سال و 3 ماه و 18 روز و 11 ساعت و 30 دقيقه قبل توسط موبایل
آرمیـــــــن A+

نیلو با این فکرات خواستی چی رو برسونی؟که آدم با فکری هستی؟
خوب سوال اولتو می پرسیدی از زنه،بعد به سوالهای بعدی فک می کردی...

13 سال و 3 ماه و 18 روز و 9 ساعت و 50 دقيقه قبل
آرمیـــــــن A+

حوصله عمم رو... حوصله جواب دادن دیگه...

بخوس واسه من جواب نشدااااااااااااا

13 سال و 3 ماه و 17 روز و 23 ساعت و 15 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)