دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

elnaz
elnaz
baran100

یادم میاد یه روز که داشتم از زوره درد تو سینم اشک میریختم یکی اومد و گفت آخه فسقلی توام میدونی درد چیه؟ اول فقط نگاش کردم بعد از کوچیک ترین دردم گفتم وقتی برگشتم به طرفش دیدم با چشمای به اشک نشسته ذل زده بهم پرسیدم بزرگتر ازین درد داری؟ با گذاشتن دستش رو شونه ام اولین قطره اشکش جاری شد و فقط از کنارم گذشت...!

1392/03/13 - 01:31 در تنهایی من
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)