دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اعتراف میکتم وقتی دبیرستانی بودم ی روز ک شانسی دیدیم هیش کی توو دفترِ مدیر نیس و همه کلاسا شورو شده بودن و معلما سره کلاس بودن با دوستم یورش بردیم توو دفتر و بنده دو تا میکروفُنُ ک یکی ب سالنِ داخلی و یکی ب حیاط وصل میشدُ برداشتم و زدم زیرِ آواز!! ... ... مدیرمون سکته اولِ زندگیشُ اونجا زد ...

1392/03/14 - 23:49 در اعترافگاه
12 ديدگاه
مـِـلـפבےܓܨ

اچ دی: تازه هم پشتِ میکروفن واقعی قرارا میگرفتم همچی خوب خوندم ک نگو

میلاد: مدیرمون تا آخرین لحظه ای ک دبیرستانُ تموم کردم و از اونجا میرفتم ازم همینُ میپرسید!! ... خوندم بچه های کلاسمون کلی بهم افتخار کردن هم

13 سال و 3 ماه و 15 روز و 6 ساعت و 23 دقيقه قبل
مـِـلـפבےܓܨ

حالا ک دقت میکنم میبینم یو نمیتونی چیزی نگی ، بگو!!

13 سال و 3 ماه و 15 روز و 6 ساعت و 15 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)