αѕнιρнσηιχ
من مست و تو دیوانه مارا که برد خانه / صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه
αѕнιρнσηιχ
رستم یلی بود در سیستان ............... منش کردم رستم داستان
αѕнιρнσηιχ
دستم به ماه می رسد امشب اگر که عشق ......................... دست مرا دوباره بگیرد مگر که عشق
αѕнιρнσηιχ
رسم دورنگی آیین ما نیست .............. یک رنگ باشد شب و روز من
αѕнιρнσηιχ
شکر نعمت نعمتت افزون کند ..................... کفر نعمت از کهت بیرون کند
αѕнιρнσηιχ
دلم تنهاست ماتم دارم امشب ....................... دلی سرشار از غم دارم امشب
αѕнιρнσηιχ
ماییم و نوای بی نوایی ............................. بسم الله اگر حریف مایی