دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

دیروز ک شیفت بودم , ی پسر ِ 27-28 ساله رو آوردن از , ک کرده بود , اونم با تیغ زده بود ب گردنش وحشتناک بود ! کلی خون ازش رفته بود و جالب اینجا بود ک مسئولین محترم زندان این بنده خدا رو با این وضعیت 2 ساعت بعدش تازه آوردن , با این وضعیت تمام رگ هاش کلابه بود , ب زور ازش رگ گرفتن و با بدبختی نگهش داشتیم , خدا خیلی بهش رحم کرد , خیلی . . . / امروز ک بهش سر زدم حالش بهتر بود .

1392/03/19 - 15:50 در روزنوشت
1 ديدگاه
✔ مــریم خانوم

تمام مدتی ک داشتیم تمام ِ سعیمون ُ میکردیم ک زنده بمونه , ب این فک میکردم ک اون لحظه ای ک داشته تیغ میکشیده رو گردنش اونم با اون شدت , ب چی فکر میکرده . . . ؟

ب چی وقعا ؟

چی رسونده بودش ب اونجا ؟ . . .

13 سال و 3 ماه و 12 روز و 23 ساعت و 34 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)