دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

همیشه اون آقای بوری که جلو حافظیه هست،بهم میگه یه فال بخر.الان بی تفاوت از کارش رد شدم اما برگشتم و یه فال خریدم:عید است و آخر گل و یاران در انتظار،ساقی به روی شاه ببین ماه و می بیار

1392/03/19 - 17:31 توسط پیامک در روزنوشت
1 ديدگاه
آناهیتا

عید است و آخر گل و یاران در انتظار------ساقی به روی شاه ببین ماه و می بیار
دل برگرفته بودم از ایام گل ولی------کاری بکرد همت پاکان روزه دار
دل در جهان مبند و به مستی سال کن -------از فیض جام و قصه جمشید کامگار
جز نقد جان به دست ندارم شراب کو -------کان نیز بر کرشمه ساقی کنم نثار
خوش دولتیست خرم و خوش خسروی کریم -------یا رب ز چشم زخم زمانش نگاه دار
می خور به شعر بنده که زیبی دگر دهد -------جام مرصع تو بدین در شاهوار
گر فوت شد سحور چه نقصان صبوح هست ---------از می کنند روزه گشا طالبان یار
زان جا که پرده پوشی عفو کریم توست ---------بر قلب ما ببخش که نقدیست کم عیار
ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود -----------تسبیح شیخ و خرقه رند شرابخوار
حافظ چو رفت روزه و گل نیز می‌رود -------------ناچار باده نوش که از دست رفت کار

13 سال و 3 ماه و 15 روز و 20 ساعت و 14 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)