دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یکی از دوستان تعریف میکرد: یادش بخیر با رفیقا پارسال رفتیم جمکران! کرممون گرفت بشینیم رو ویلچر! همین طور که مسخره بازی در میاوردیم رفتیم سمت مسجد جمکران! چشمتون روز بد نبینه بعد از ۵ دقیقه رازو نیاز(من حواسم نبود کجام) از روی ویلچر بلند شدم که برم بیش بقیه که دیدم ملت یجوری نگام میکنن! یه نگاه به خودم یه نگاه به ویلچر!تازه فهمیدم جه غلطی کردم! نامردا امون ندادن در برم فقط التماس میکردم با شلوارم کاری نداشته باشن (فکر کرده بودن شفا گرفتم ) پیرهنمو تیکه تیکه کردن عاخرش طوری شد که با ویلچر تا هتل رفتیم ..! اصن یه وضی....یه شفاییی یه فرهنگی یه مملکتی

1392/03/25 - 11:28
18 ديدگاه
ممد

آره خیلیم حال میده من ی جا بلند می شدم ک راه فرار داشته باشم ملت دنبالن منم مثل سوسک از درو دیفار فرار

13 سال و 3 ماه و 6 روز و 16 ساعت و 50 دقيقه قبل
α√α ...

ن بابا ملت نیستن ی پا اُرانگاتون

زنده بمونی خعلی

13 سال و 3 ماه و 6 روز و 16 ساعت و 48 دقيقه قبل
ممد

معلومه هنوز حاجیتو نشناختی مثل شترمرغ میدوم

13 سال و 3 ماه و 6 روز و 16 ساعت و 45 دقيقه قبل
♥♥ دنيا ♥♥

من نميدونم واقعا بايد به اين پست خنديد يا گريه كرد از ي طرف مطلب واقعا زيبا بود اما از ي طرف واقعا گريه دار شكلكام باز نميشه

13 سال و 3 ماه و 6 روز و 16 ساعت و 18 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)