دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز صبح با آرزو داشتم ميرفتم بازار ، يهو ديدم يه سگ داخل شمشاد ها دراز كشيده ، دقت كردم ديدم حيوونكي داره زايمان ميكنه و يه بچش هم بدنيا اومده بود داشت شير ميخورد ، از اونجايي كه با خونمون 5 دقيقه فاصله داشت مامانم تصميم گرفته فردا واسش غذا ببره :×

1392/03/26 - 00:33 در روزنوشت
بدون دیدگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)