دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Saman..!
Saman..!
saman-entezar

هربار که با از دانشگاش برمیگردیم باید اینجا ترمز کنم . . . وای به لحظه ای که ترمز نکنم یا یادم بره رد کنم . . . هیچی دیگه باید برگردم

1392/03/27 - 01:29 در وقتی...
18 ديدگاه
وحـــــید

درکت میکنم خدا بهت صبر و پولو وقت بده

13 سال و 3 ماه و 4 روز و 22 ساعت و 43 دقيقه قبل
عاطفه..!

وحید؟ چی رو درک میکنی؟ رفتی تو سنگر اونا؟ تو اول دوست منی یا سامان؟

13 سال و 3 ماه و 3 روز و 23 ساعت و 44 دقيقه قبل
وحـــــید

خب چی گفتم.خرجا گرونه میدونم این برادر ما باید همش کار کنه پول در بیار مراعاشو بکن خواهر من اینجا ایرانه پسته کیلوی 60 تومنه فکر بد نکن همه دخترا و زنا خوبن

13 سال و 3 ماه و 3 روز و 23 ساعت و 38 دقيقه قبل
عاطفه..!

باشـــــــــه سخنرانیتون پرونده نشه فردا واس خودتون و اینا...

13 سال و 3 ماه و 3 روز و 23 ساعت و 37 دقيقه قبل
وحـــــید

آبجی من قصد ندارم ازدباج کنم میخوام برم خارجه

13 سال و 3 ماه و 3 روز و 23 ساعت و 33 دقيقه قبل
Saman..!

وحید نگو این حرفُ زودتر از هممون میری قاطی مرغاها . . .

13 سال و 3 ماه و 3 روز و 14 ساعت و 32 دقيقه قبل
وحـــــید

من قاطی مرغا نمیشم. داداش گول خوردی راه برگشت نداری البته بستگی به آبجی عاطفه داره

13 سال و 3 ماه و 3 روز و 8 ساعت و 51 دقيقه قبل
Saman..!

راهی که پیشِ رو دارم تو زندگی اگه عاطفه کنارم باشه احتیاج به راه برگشت ندارم . . .

13 سال و 3 ماه و 3 روز و 8 ساعت و 46 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)