دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

می دونین؟! امروز تو حاجی آباد داشتم با لباس های جدید خیلی جدی راه می رفتم یهو یه صدایی گفت: تاخ! هر چی اینور اونورمو نگاه انداختم چیزی ندیدم. یهو دیدیم یه کبوتر عزیز دلی روی مانتو و کیفمو بصورت کاملن مجلسی مورد عنایت قرار دادن... فک کنم گلاب ب روتون شکمش یکم مشکلم داشت گریه نکردم فقط

1392/03/29 - 20:26 در روزنوشت
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)