دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خدایااااااا هزارااان بار شکرت که این آرزوم رو از بینِ کلی چیزایِ دیگه، براورده کردی. ممنوم ازت

1392/03/30 - 16:07 در آرزوهای من
12 ديدگاه
دریـــا

واقعا شکـــــــــــــر

ینی هر چی بگم کمه

یاده اون شب افتادم، با کلی ترس و دلهره

با کلی خاطره ی بَد از دوره قبل

و حالا، این آرامش.. خدایا با همه ی وجودم ممنونم

13 سال و 3 ماه و 4 روز و 8 ساعت و 33 دقيقه قبل
❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥

آره اون شب تا صبح بیدار بودیم ..
ولی خوبه که ارزششُ داشت ُ پشیمون نشدیم امسال از رای دادن : )

دلم روشن بود امسال

13 سال و 3 ماه و 4 روز و 8 ساعت و 31 دقيقه قبل
دریـــا

آها ندا یادمه تو هم بیدا ربودی

میگفتی بابات ه یماد میگه چی شد چی شد؟

: دی

خدا باقی اش رو هم به خیر و شادی بگذرونه، دور از چشم حسود

13 سال و 3 ماه و 4 روز و 8 ساعت و 27 دقيقه قبل
❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥

آره تا صبح کلی بهشون شُک وارد کردم : )))

بابام میگفت من فقط به خاطرِ شما رای دادم : )

ایشالا ..

13 سال و 3 ماه و 4 روز و 8 ساعت و 25 دقيقه قبل
دریـــا

من اون شب تا فردا ظهرش دستِ چپم بی حس شده بود! بس که استرس داشتم. اوضاعی بودااااااااااا : دی

13 سال و 3 ماه و 4 روز و 7 ساعت و 57 دقيقه قبل
❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥

ای جوووونم :×

ولی واقعا شکر ، شبِ شنبه آرامشی داشتم که چند سالی بود حتی خوابشم ندیده بودم : )

13 سال و 3 ماه و 4 روز و 7 ساعت و 55 دقيقه قبل
دریـــا

دقیقا شنبه جشن و هیاهو یی که 4 سال پیش منتظرش بودیم

13 سال و 3 ماه و 4 روز و 7 ساعت و 52 دقيقه قبل
❤ ᘉ ᗴ ᗪ ᗩ ❥

اصن باورم نمیشد ، بیرون بودمُ خبرِ آخرُ نداشتم ، یهو بچه ها زنگ زدن که بیا فلان جا قراره جشن بگیریم ! منُ دوستامم گازُ گرفتیم رفتیم : )))

خیلی خووووب بود خیلی ! تمومِ شهر ریخته بودن بیرونُ میزدن میرقصیدن !
جالب اینجا بود مامورا حتی جرات نکردن نزدیک بیان ! در صورتی که چهارشنبه سوری هم اینجا همینجوری شلوغ میشه و میزنن میرقصن ولی مامورا بیچاره میکنن !نصفِشون فرداش تو اطلاعات بودن

ولی اون شب عالی بوووود ..

13 سال و 3 ماه و 4 روز و 7 ساعت و 48 دقيقه قبل
دریـــا

آره مامورا هم کوتاه اومده بودن

خدایا شکررررررر

13 سال و 3 ماه و 4 روز و 7 ساعت و 42 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)