دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

الانم از مشهد اومدم اصنم خوش نگذشت 3روز بودم یه سره خوابیده بودم جایی نرفتم هیچی هم نخریدم آخرین روز بختم باز شد رفتم حرم اونم پسر دایی-م بغلم بود یه سره گریه میکرد اصن نمیدونم چی شد امروزم تو راه با تریلی کردیم در ماشینمون سمت کاملا لِه شد بد بختی هنوز زندم این بود سفر زهر ماری من

1392/03/30 - 21:34 در خاطرات
بدون دیدگاه
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)