دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

این صدا این دوردست نا آشنا... قلم می لرزد از آشفتگی ذهن! .....ستاره های کبود خیره به دستان من اند. چاره ای نیست برای دل آسمان می نویسم که به یاد تک تک لحظه های نبودنت عاجزانه درد را گریست...

1392/04/02 - 13:30
1 ديدگاه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ

من

عادت کردم ...

به این زخم های جانکاه

- این مونس بی توقع -

به این شب های سردی که سخاوتمندانه

ظلم می بخشند.

به نگاه های خشم آلودی که هر لحظه

تیربارانم می کنند!

13 سال و 2 ماه و 28 روز و 17 ساعت و 13 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)