وقتی داشتم میرفتم خدمت مادرم خدا بیامرز کلی تدارک چید واسه اش پشت پا و ازین حرفا؛منم صب شدو ساک و برداشتم و راه افتادم رفتم محل اعزام.لیست و که نگاه کردم دیدم افتادم ولایت خودمون (کرج).خلاصه هیچی دیگه گفتم الان برم خونه حال نمیده.رفتم قهوه خونه و قلیون دود؛دو ساعتی گذشت و زنگ زدم گفتم ننه بدبخت شدم افتادم سیستان بلوچستان.......بنده خدا دل تو دلش نبود.گفتم اش پشت پامو خوب بپز؛اونجادشهید نشم.وایسادم دم غروب که شد رفتم خونه.ملت که منو دیدن سه فاز چسبوندن......خلاصه سرتون درد نیارم اولین نفری بودم که اش پشت پای خودشو خورد
مگه سیستان بلوچستان چشه هاهاهاهاها
13 سال و 2 ماه و 24 روز و 7 ساعت و 59 دقيقه قبلچش نیس رومینا گوش.من میرم تهران دلم میگیره اونجا که جای خود داره.هرچند اخر خدمتی تبعیدم کردن یجا که به سیستان قانع بودم.رومینا بلوچی؟
13 سال و 2 ماه و 24 روز و 7 ساعت و 56 دقيقه قبلنه بابا خدا نکنه....ولی اونام ادمن خو....
13 سال و 2 ماه و 24 روز و 7 ساعت و 46 دقيقه قبلمن ادماشو نگفتم.منطقشو گفتم یرء
13 سال و 2 ماه و 24 روز و 7 ساعت و 41 دقيقه قبلاوکی
13 سال و 2 ماه و 24 روز و 7 ساعت و 40 دقيقه قبلخودت اوکی؛فوش نده
13 سال و 2 ماه و 24 روز و 7 ساعت و 38 دقيقه قبلبامزه
بامزه
13 سال و 2 ماه و 24 روز و 7 ساعت و 37 دقيقه قبل