دنبالر یک میکروبلاگ چند رسانهای است که کاربران آن میتوانند یک ارسال با طول 1000 کاراکتر بهمراه تصویر، ویدئو، لینک و فایل داشته و با دنبال کردن کاربرانِ شبکه، افکار و نظرات خود را با سایرین به اشتراک بگذارند. گروهها، کارمندان، همکاران و انجمنها با ایجاد یک گروه عمومی یا خصوصی قادر به ارتباط با یکدیگر و اطلاع رسانی بوده و به کمک تکنولوژی RSS میتوانند تازه ترینهای شبکه را پیگیری نمایند. دنبالر توسط هر وسیلهی متصل به اینترنت از جمله تلفن همراه دنبالپذیر بوده و امکان ارسال پست توسط پیامک (SMS) را دارا میباشد!
دختری زیبا بوداسیر پدری عیاش، که درآمدش فروش شبانه دخترش بود!
13 سال و 2 ماه و 26 روز و 9 ساعت و 37 دقيقه قبلدخترک روزی گریزان از منزل پدری نزد حاکم پناه گرفت و قصه خود بازگو کرد.حاکم دختر رانزد زاهد شهر امانت سپرد که در امان باشد اما جناب زاهد هم همان شب اول دختر را ......... .
نیمه شب دخترنیمه برهنه به جنگل گریخت وچهار پسر مست او را اطراف کلبه خود یافتند و پرسیدند با این وضع، این زمان ،در این سرما ، اینجا چه میکنی!!!؟
دختر از ترس حیوانات بیشه و جانش گفت که آری پدرم آن بود و زاهد از چشم حاکم چنان، بی پناه ماندم.
پسرها با کمی فکر و مکث ودیدن دختر نیمه برهنه او راگفتن تو برو درمنزل ما بخواب ما نیز می آییم.
دختر ترسان ازاینکه با این چهار پسر مست تا صبح چگونه بگذراند درکلبه خوابش برد.
.
صبح که بیدار شد دید بر زیر وبرش چهارپوستین برای حفظ سرما هست وچهار پسر بیرون کلبه از سرما مردند!
باز گشت و بر دردروازه شهر داد زد که:
از قضا روزی اگرحاکم این شهرشدم،
خون صد شیخ به یک مست فدا خواهم کرد،
وسط کعبه دومیخانه بناخواهم کرد،
تا نگویند که مستان ز خدابیخبرند!