دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز تو گل فروشی (گل فروشی خیلی بزرگ اونقد که ادم توش گُم میشه) من از لابلای درختچه ها گفتم: سلام من اینو می خواس... جمله م هنوز تو دهنم منعقد نشده بود که صاحب گلفروشی یه جیغی کشید و تموم تنش همچنین لرزید که شکمش چند بار بالا و پایین رفت.2تا قدم پرید عقب، گلدونای که دستش بود ُ انداخت زمین و داد زد: وای وای وای ترسیدم به قرعان ترسیدم ترسیدم ها ترسیدم خیلی ترسیدم...... حالا مگه میشُد منو جمع کرد؟

1392/04/10 - 01:14

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)