دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Saman..!
Saman..!
saman-entezar

امروز یعنی همین دیشب یک مراسمی برای بچه بهزیستی های عزیز گرفتیم مثل هر سال به مهمونیِ خدا دعوتشون کردیم . . .

1392/04/20 - 03:19 در روزنوشت
1 ديدگاه
Saman..!

برای اولین بار نتونستم اونجا باشم بخاطره سرگیجه و سردردِ شدید . . .
همه دختر بچه بودن . . .
یکی از مهمونهای هرسال که کمک میکرد تو این راه گویا با دیدنِ بچه ها گریه کرده . . .
پارسال حاجتِش رو گرفته بود و مشکلِش حل شده بود . . .
حیف که نتونستم اونجا باشمُ صدای شادیشون رو بشنومُ الان باید اینجوری بغض کنمُ اشک بریزم . . .

13 سال و 2 ماه و 14 روز و 13 ساعت و 55 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)