دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یه روز در اتوبوس بودم زن و شوهری بودند که خانومه آرایش غلیظی کرده بود به طوریکه همه نگاهها را متوجه خودش کرده بود یه پسر جوون با جرات رو به خانومه کردو گفت من از رنگ لبت خوشم نمی یاد میشه رنگشو عوض کنی شوهر خانومه عصبانی شد و گفت مرد حسابی این چه حرفیه که میزنی؟ پسر جوون گفت این خانوم برا ی ما آرایش کرده اگه برا شما بود تو خونه ارایش میکرد

1392/04/20 - 16:11
بدون دیدگاه

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)