دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اعتراف میکنم یک پسره ای توی محلمون بود به نام امید زلزله یجورایی دهن همه را اسفالت کرده بود یک روز چهارشنبه سوری بطری بنزین چهار لیتری را توی دست من آتیش زد یک روز نشسته بود توی یک گاری های شهرداری منم با چندتا هولش دادیم توی چشمه بعدشم الفرار

1392/04/24 - 18:56 در اعترافگاه
18 ديدگاه
عاطفه..!

امیرحسین چقدر اعتراف میکنی دست از سر این گروه بردار

13 سال و 2 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 58 دقيقه قبل
عاطفه..!

تو روح ِ تو و گروه ِ اعترافات!

گروه ِ مفت و مجانی گیر آوردی کلید کردی روش

13 سال و 2 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 48 دقيقه قبل
amirhosein

بابا جون من از فردا دیگه نیستم از دستم راحت هستید

مشکلات؟تادلت بخواد

13 سال و 2 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 46 دقيقه قبل
عاطفه..!

امیرحسین لوس نشو به کی میخوای بدی اکانتت ُ؟ خودت کدوم گوری میخوای بری؟

13 سال و 2 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 44 دقيقه قبل
sOugand Alone

نه بیا اگه بری دیگه کی برامنو اعتراف کنه

13 سال و 2 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 44 دقيقه قبل
amirhosein

چهارشنبه عمل دارم ... زنده بودم بر میگردم ... نبودم حلالم بکنید

13 سال و 2 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 43 دقيقه قبل
عاطفه..!

آخی حتماً دعات میکنم! ( :

ایشالا بیخطر باشه آقا زود برگردی پیشمون

13 سال و 2 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 40 دقيقه قبل
sOugand Alone

بس که همرو اذیت کردی ایشالا زود تر خوب شی

13 سال و 2 ماه و 4 روز و 19 ساعت و 37 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)