دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اعتراف میکنم کلاس دوم دبستان بودم خو اونروزا شیرینی خامه ای خریدن مثل حالا نبود که اراده بکنی بخری بابام شیرینی خریده بود مامانم برای بابام گذاشته بود کنار هیچی منم رفتم وهمش را خوردم و گفتم داداش علی خورد من دیدم

1392/04/29 - 22:29 در اعترافگاه

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)