دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Baran Mohabbat
Baran Mohabbat
baranemohabbat

که " " یاد دادنی نبود و نیست ... دیدگاه!!

1392/05/11 - 21:20
1 ديدگاه
Baran Mohabbat

دلهره دارم برای روزهای بودن ِ دخترکی که قرار است "مادر" خطابم کند ...

نمیدانم چگونه باید عشق به حجاب را بیاموزد ، چگونه حلاوت "چادری" بودن را بچشد ...

به یاد کودکی ام می افتم ، همان روزهایی که آرزویم داشتن مقنعه ای شبیه مقنعه چانه دار ِ مشکی و بلند ِ مادر بود .

روزی که مادر برایم یه مقنعه سفید دوخت و هنوز هم پس از سالها سرمست شیرینی ِ مرور خاطره اش میشوم .

آن روزها که همه عشقم خلاصه میشد در یک چادر گل ریز صورتی که به هزار التماس با کِش روی سرم دوام می آورد !

از همان روزها بود که عشق به حجاب و عشق به چادر را تجربه کردم .

یادم نمی آيد کسی مجبورم کرده باشد یا اینکه بیایند برایم عشق اش را دیکته کنند و سرمشق بدهند و آنقدر بنویسم "چادر" تا عاشق شوم!

که "عشق" یاد دادنی نبود و نیست ...

عشق را باید ببینی و به چشم ات آشنا بیاید تا اگر روزی دلت لرزید بدانی این همان عشق است ...

اینکه دلت بلرزد هر گاه ذره ای حس کنی کسی چادرت را عاشقانه نگاه نمیکند ، اینکه بترسی کسی فکر کند حجابت از روی اجبار است ، اینکه دلت بلرزد از خدشه دار شدن حرمت اش ، اینکه برایت عزیز باشد حتی اگر تابستان باشد و زیر تابش خورشید هلاک ِ گرمای عشق ات شوی ...

دخترک فردای من! مادر مجبورت نمیکند به عاشقی ...

اما عشق اش را به لالایی هایش می آمیزد و قصه هایش را آنقدر عاشقانه برایت زمزمه میکند که تو هم اسیر این موج شوی و غرق شوی در سیاهی ِ دریایی به نام "چادر" ...

به مدد ریحانه ی رسول الله (ص) ...

13 سال و 1 ماه و 17 روز و 18 ساعت و 58 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)