دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

سوژه ها با مدیر مدرسه که زیادِ اینم یه چشمش لباس کار تنم بود این بچه هایِ کثافط پشتش نوشته بودن مدیر خر است منم از همه جا بیخبر ... بعد داشتم میرفتم تو سالن از جلو دفتر گذشتم دیدم مدیر صدام میکنه گفت غریبی خجالت نمیکشی ... . من فک میکردم تو دختر مودب و عاقلی هستی اشتباه میکردم ... گفتم یا ابرفرض این چشه دیگه .. پرسیدم چی شده گفت روپوشتُ ببین بعد میفهمی چی شده .. وقتی 2 نمره از انظباطت کم کردم میفهمی .. من ینی هنگ بودم بعد قسم و آیه که بابا من از این بی خبر بودم ... گیر داده بود که تا پیدا نکنی کی بوده ول کنت نیستم ... یا از نمرت کم میکنم ... منم رفتم گفتم کی اینکارُ کرده ... صدفیِ احمق (بهترین دوستم تو مدرسه) گفت من بودم بعد منم بیخیال شدم هر روز که مدیر میگفت چی شد میگفتم نمیگن کی بوده ... آخر ترم انظباطم 18 بود

1392/05/20 - 04:31 در فقط حرفایِ خودم
11 ديدگاه
صــادق هستم SG

کثافطِ نامرد ... قبلش هرکاری داشت به من میگفت .. از اون روز به بعد دیگه منُ هیچوقت دفتر صدا نکردن برا مسئولیتی اینش عالی بود



13 سال و 1 ماه و 8 روز و 16 ساعت و 20 دقيقه قبل
OoOoaLi(Hi-bYE)oOoO

درباره این جریان مسئولیت هم خاطره دارم بگم ؟

13 سال و 1 ماه و 8 روز و 16 ساعت و 18 دقيقه قبل توسط موبایل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)