دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خاطره ای از هوشنگ ابتهاج در زندان بودم و با یک هموطن لر همبند. همین ترانۀ " ایران ای سرای امید " از بلندگوی زندان پخش شد. تا که شنیدم زدم زیر گریه! همبندم گفت :چرا گریه می کنی؟ گفتم : شاعر این ترانه منم!!!

1392/05/21 - 21:08
1 ديدگاه
mazda

در همین روزهایی که گذشت و دور هم نیست..
زندانی که دیگه به نام سلطنت نبود بلکه جمهوری شد...
جمهوریِ.......می.!

13 سال و 1 ماه و 8 روز و 21 ساعت و 24 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)