دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

یادمه من پنجم ایتدایی بودم شیرین سوم بود بعد من یه جبعه مداد رنگی داشتم که هدیه ی تولدم بود خیلی حرفه ای بود شیرین زنگ اول نقاشی داشت من زنگ آخر خلاصه شیرین مداد رنگیمو گرفته بود بعد وسط کلاس اومد دم در کلاس ما که مداد رنگیو بده به من معلم من هی به شیرین میگفت بده من بهش میدم شیرین میگفت نه آبجیم گفته فقط باید بدی به خودم من بهش قول دادم بعد از دم در کلاس هی به من میگفت بیا بیرون دیگه خودت گفتی بیا بیا معلم من بخند و شیرین داد بکش آخرش معلم من گفت بیا ببین این لجباز چی میگه؟ رفتمو مداد رنگیو گرفتم شیرین رفت بعد معلمم گفت چقدر ازت حساب میبره سر همون قضیه و اینکه من جذبم به معلمم ثابت شد من شدم نماینده ی کلاس

1392/05/23 - 20:49 در خاطرات
13 ديدگاه
shirin

اره یادمه .دیوانه من اون موقعه فکر میکردم خانمتون دزده

13 سال و 2 ماه و 26 روز و 4 ساعت قبل
ᔕᗩᙢᓰ

خانم مبصر اجازه
جیش داریم اجازه می دی بریم

13 سال و 2 ماه و 25 روز و 11 ساعت و 14 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)