دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

امروز داشتم دوتا تخته چوب میبردم طبقه پایین(خونه جدیدمون ) تیپمم یه مانتو خفاشی گشاد که آستیناشو تاآرنج داده بودم بالا شلوار لی موهامم که بلنده : )نبسته بودم فر شده بود شالمم از سرم افتاده بود حوصله نداشتم بزارم سرم .... رفتم دم آسانسور بابا بابامم هم دعوام شده بود اخم کرده بودم یهو دم آسانسور باز شد ده مین فقط جفتمون رو هم قفل شدیم بیشتر اون دهنش هم باز موندِ بود ..حالا کی بود؟یکی از پسرای محلمون که خیلی رو من تریپ داشت وخیلی باادب بود ...بدبخت انقدر هول شده بود حواسش نبود پیاده بشه در آسانسور بسته شد .... )

1392/05/24 - 00:20
4 ديدگاه
مهشی ــد

داشتم میرفتم پیشِ شیدا دیدمش اتفاقا با اون دوست عینکیش ...

آقا این رو بکونیم دلبرِ تو ؟؟ مثِ منو دلبر تو یِ وروووودی

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 38 دقيقه قبل
لیلی سابق xX

دلبر من بااون فرق کجش ... خیلی باادبه بابا اصلا به ما نمیخوره ...یه بار سراینکه نباید درباره اغلیت های سرزمینت جوک بگی بحثمون شد ولی اگه تویه آسانسور میفتیادیم خیلی جالب تر میشد ...حالا وقت هست
الان میام یه سر [!] بوق : )

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 35 دقيقه قبل
مهشی ــد

وای لباسِ آبی ِ معروف و ژل و دلبری و صندلی هایِ آقا بزرگ ... آسانسور دوربین دارو ... آسانسورِ 4 نفره ی فعلی ... حالا بذار آسانسوراتونو 13 نفره بکنن

بیا [!] بوق اما دلبر خواب ِ

13 سال و 1 ماه و 5 روز و 17 ساعت و 27 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)