دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

روبرومون خونمون طرف خودش طبقه اوله داشت طبقه دومو ردیف میکرد خسته بود از اون بالا سرشو از پنجره در میاره پسرشو صدا میکنه پسر چای دَم بده من چایی بخورم پسرش: من بلد نیستم پدره: تو کتری آب بریز من خودم میام پسره : گاز مگه خاموشه پدره: من: بعد بهش میگه پسر گاز که خود بخودت روشن نیست بعد 5min دیدم صدایه اوفتادن ظرف میاد دیدم داد میزنه من بلد نیستم داخل پرانتز پسره راهنمایی هست تیزهوشانم درس میخونه

1392/06/03 - 22:18 در دلنوشتِ دنبالریون

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)