دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

خالــی از هر چــه که هست میشــم….

1392/06/09 - 23:13
1 ديدگاه
ﬡᖲᗩᖇᗩ

از زمیــن ســرد خــاکی تا نــگاهی ….
بغــض شب تــوی گلو خیــلی وقتــه که نشستــه میدونــم ….
با خودم میگــم تلخــی این زمونــه رو میسپــرم بدست ….
چشمامــو میــذارم روی هم , سیــاهی پشت چشممــو با یه رنــگ خوب میکنــم…
یادمــو میــدزدمو میبــرم به اوج خاطــرات گــرم تــو ….
با دلــم آخریــن اسم تنهــایی شبت رو میزنــم ….
دست ســردم میکشم تــو دلپــذیر تــو ……..
تا خیــال ورت نــداره فکر کنــی رفتــی از ســرم ….
شمعــدونی کنار باغچــه رو در میــارم …..
با یه بغــل آرزوهای داغ داغ میکارمش تــو خاک سبــز ….
و از لحظــه لحظه های خوانــدنم نخواهــم داشت…
یکــرنگی نگاهــم و با خاطــرات نــگاه تــو موزون میکنــم …..
یه ریتــم میســازم برای قصــه مون ….
حالا چشممامــو باز میکنــم به امیــد بــودنت ….
خالــی از هر چــه که هست …
, , ….. …..

13 سال و 18 روز و 13 ساعت و 28 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)