دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

زخم

1392/06/10 - 20:23
2 ديدگاه
محمد

ساعت از سپیده دم
گذشته است
تو نباشی
شعرهایم را کسی نخواهد خواند
تمام تنم آغشته به توست
به حرفهایت می اندیشم
شکل یک “بهانه”
بر سرم آوار شد
و بحران دیگر نداشتنت
هم درد خانه ام شده است
همه جا از من می پرسند
از علت ضرب انگشتهای من
بر فرمان ماشین
از اینکه
چرا دارم از سیگار تعریف می کنم
از حرف نزدنم
انگار بدون لب زندگی می کنم
و تمام من آرام آرام
شبیه جای پای تو شد
کاش می شد
این همه تقصیر نداشتم
زخم های آن شب را
با یاس کوچه اتان بستم
چند بسته سیگار
کنار قرصهای آرام بخش گذاشتم
می دانم این زخم ها
همیشه طاق باز خواهند خوابید


نمی دانم
آمدنت عاشقم کرد یا با رفتنت
عاشق ماندم
می شود دوباره از اول بیایی
که این بار نبینمت
تا همیشه
سراغت را از فرشتگان بگیرم
تا تلخ ترین شعرم را
برای خدا زمزمه نکنم
می شود بگویم
کاش هرگز تو را نمی دیدم
آن وقت نه این همه
بغض در گلویم لانه می کرد
نه غرور زادو ولد می کرد
نه مشتی شعر می ماند
نه دیگر کسی
“مرده”

زندگی می کرد…

13 سال و 19 روز و 19 ساعت و 20 دقيقه قبل

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)