دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

.دختری که با تمام سادگی هاش دوسش دارم.دختری که نوشته هاش ساده اما دلنشین.

1392/06/14 - 14:03 در copy-paste
1 ديدگاه
آناهیتا

زهرا فخرایی

امروز داشتیم رنگینک می خوردیم که خواهرم به مادرم گفت «خبر داری شنبه زاده یه داستانی نوشته که توش عاشق زهرامون شده؟ عکسِ زهرا رو هم گذاشته بود رو صفحه اش، چند نفر گفته بودن شکل پسراس.» مادرم گفت «روم سیاه. حتمن عکس سر پتی گذاشتی. اگه چادر سرت کنی همه می فهمن دختری.» گفتم «از قلیه میگو و رنگینک های تو هم تعریف کرده بود.» گفت «نخورده که! ولی نخورده‌ش هم شکر وقتی میگه خورده.»
بعد خواهرم همانطور که رنگینک می خورد از من پرسید «تو هم می خوای عاشقش بشی؟» مادرم پیش دستی کرد و گفت «این آدمِ به تو هیچ احتیاجی نداره وقتی خونه مون نیومده و میگه اومده ، وقتی قلیه میگو نخورده و میگه خورده، وقتی تو رو ندیده و میگه عاشقت شده، خب چه فرقی می کنه تو عاشقش بشی یا نشی؟ او بی اینکه قلیه میگو بخوره از مزه اش خوشش اومده. برو بهش بگو خیال کنه تو هم قلیه میگویی. وقتی می خوای بهش بگی یه چادری هم سرت بکن.»

13 سال و 15 روز و 19 ساعت و 19 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)