دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

به نرم ترین شیوه ی ممكن برایم توضیح داد كه من بچه یتیمی هستم كه مادرم مرا در سطل بزرگ لباس های پرورشگاه سنت مری جا گذاشت و برای همین است كه او سفید است و من نیستم . پس از آن بود كه برای اولین بار فرق بین پدر واقعی و پدر كلیسایی را فهمیدم . آن شب برای اولین بار گریه ام هیچ ارتباطی با درد جسمانی نداشت .

1392/06/18 - 02:30 در یک فنجان کتاب گرم
1 ديدگاه
مریـم بانـو

از کتاب میلیونر زاغه نشین / ویكاس سواروپ / ترجمه مهدی غبرایی

13 سال و 12 روز و 17 ساعت و 5 دقيقه قبل
دیدگاه غیرفعال شده است.

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)