دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

الان که فکر میکنم میبینم دوری راه و بقیه مشکلات یه طرف تو خوابگاه کی برام لباس بشوره؟ .....من دق میکنم اونجا...میمیرم تا آخر ترم دووم نمیارم...

1392/06/23 - 03:47
20 ديدگاه
* °•.¸MαђdiΞ¸.•° *

تبریک میگم.یکم که بگذره برات راحت میشه
دیگه میشی یه خانوم که باید از پسِ خودش بر بیاد : )

13 سال و 6 روز و 38 دقيقه قبل
♫♥ღ¸.ɧคņî .¸ღ♥♫

مرسی عزیزم ....

ولی من تقریبا هیچی بلد نیستم...از الان نرفته دلم برا همه چیز و همه کس تنگ شده....هیچ وقت انقدر از خانواده دور نبودم نهایت 1ماه بودم...چجوری از پس کارام بربیام خدا میدونه

13 سال و 6 روز و 31 دقيقه قبل
ⓜⓘⓝⓐ

تبریک میگمخوابگاه خیلی حال میده

13 سال و 6 روز و 31 دقيقه قبل
♫♥ღ¸.ɧคņî .¸ღ♥♫

مرسی مینا جون ... اصلا هم چیزی خوبی نیست من اصلا دوس نداشتم خوابگاه برم فقط بخاطر رشتم مجبور شدم

13 سال و 6 روز و 29 دقيقه قبل
ⓜⓘⓝⓐ

ولی خیلی خوبه اگ هم اتاقی هات خوب باشن من ی بار ب خاطر مسابقه 1 ماه تو خوابگاه بودم خیلی خوش گذشت بهم

13 سال و 6 روز و 28 دقيقه قبل
♫♥ღ¸.ɧคņî .¸ღ♥♫

اونجوری فرق داره ...بخاطر مسابقات زیاد خوابگاه رفتم دوستام کنارم بودن حداقل یکی بود که بشناسمش اما اینجا هیچکس نیست...فقط یه نفره که اونم بچه ها گفتن همکلاسیمه که من اصلا اونو نمیشناسم

13 سال و 6 روز و 27 دقيقه قبل
* °•.¸MαђdiΞ¸.•° *

اره سخته ولی شیرین میشه.وقتی بری هم قدرِ همه چیزو میدونی هم اینکه یاد میگیری کار کنی
خوابگاه خوبیش اینه با دوستای جدید همراه میشی.البته اگه هم اتاقیات خوب باشن

13 سال و 6 روز و 26 دقيقه قبل
ⓜⓘⓝⓐ

من اون 1 ماه تنها بودم با 3 نفر دیگ از رشته های دیگ خداروشکر خیلی خوب بودن اینقد تو اون 1 ماه ما باهم صمیمی شدیم ک هنوز بعد 2-3 سال باهم درارتباطیم واسه همین خیلی خابگاهو دوست دارم

13 سال و 6 روز و 24 دقيقه قبل
♫♥ღ¸.ɧคņî .¸ღ♥♫

امیدوارم از هم اتاقی شانس بیارم...و آدمای خوبی باشن...وگرنه فکنم تغییر رشته بدم....بیام رشت

وویی کی اتاقمو تمییز کنه؟ ...من رسما بدبخت شدم....

13 سال و 6 روز و 23 دقيقه قبل
* °•.¸MαђdiΞ¸.•° *

اینم یه جورایی مثل سربازی میمونه.رو پای خودت وایمیستی
تازه غذا درست کردن هم هست!!!
یه بنده خدایی بود میگفت وقتی زمان برای غذا پختن نداشتیم نون و رب میخوردیم.. با تمامِ سختیاش الان دلش میخواد اون زمان برگرده

13 سال و 6 روز و 21 دقيقه قبل
♫♥ღ¸.ɧคņî .¸ღ♥♫

مشکل غذا ندارم مشکلم بقیه چیزاس...به شکمم هیچ وقت سختی نمیدم...فقط تعدادمون تو اتاق از 3نفر بیشتر نشه عالی میشه...

13 سال و 6 روز و 11 دقيقه قبل
* °•.¸MαђdiΞ¸.•° *

ایشالله که همه چیز خوب باشه و تو راضی

13 سال و 6 روز و 8 دقيقه قبل
♫♥ღ¸.ɧคņî .¸ღ♥♫

خدا کنه....موقع ورود و خروج خوابگاه گیر میدن؟

13 سال و 6 روز و 4 دقيقه قبل
* °•.¸MαђdiΞ¸.•° *

تا جایی که میدونم برگشتش یه ساعتِ خاصی داره.بی قانون نیست

13 سال و 6 روز و 1 دقيقه قبل
♫♥ღ¸.ɧคņî .¸ღ♥♫

اه چه بد...مثلا اگه یه شب دوستام بیان شاهرود پیشم باهاشون برم بیرون نمیتونم شب پیش اونا بمونم؟

13 سال و 5 روز و 23 ساعت و 54 دقيقه قبل
* °•.¸MαђdiΞ¸.•° *

فکر کنم بتونی کلا نری خوابگاه ولی دیر بری مشکل داره
حالا رفتی قانونشو متوجه میشی

13 سال و 5 روز و 23 ساعت و 52 دقيقه قبل
♫♥ღ¸.ɧคņî .¸ღ♥♫

خداکنه زیاد سخت گیر نباشن...بچه بودم یه فیلم دیدم توش خیلی خوابگاه ها رو بد نشون داده بود واسه همین خیلی ذهنیت بدی دارم...

13 سال و 5 روز و 23 ساعت و 51 دقيقه قبل
* °•.¸MαђdiΞ¸.•° *

نه بابا همه جا سختگیر نیستن.ولی خودت همیشه سعی کن جوری باشی که کسی نتونه بهت تو بگه!

13 سال و 5 روز و 23 ساعت و 47 دقيقه قبل
♫♥ღ¸.ɧคņî .¸ღ♥♫

خداکنه...چشم...همیشه سعی میکنم اینجوری باشم...

13 سال و 5 روز و 23 ساعت و 44 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)