دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

بی خبر آمد ولی در بوق و کرنا کرد و رفت... بی تفاوت التماسم را تماشا کرد و رفت... او که احساس مرا عمری گدایی کرده بود... آخر احساسش به من را ساده حاشا کرد و رفت

1392/06/23 - 23:48 در بروبکس توییت
1 ديدگاه
رهگذر

فکر میکردم که درمان تمام دردهاست
حیف،او تنها غم خود را مداوا کرد و رفت

روزگاری غم برایم هیچ معنایی نداشت
آمد و غم را برایم خوب معنا کرد و رفت

زندگی بی او برایم زندگی با درد بود
او که پای مردنم را زود امضا کرد و رفت...

سمانه میرزایی.

13 سال و 4 روز و 13 ساعت و 10 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)