دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

نمیدونم مامانم دلش از چی و از کجا پُر بود که با داد و بیداد رو سرم خالی کرد اشک تو چشمام جمع شد فهمیدم چقدر تنهام

1392/07/02 - 17:59
13 ديدگاه
فشفشه

نه از یجا دیگه پر میشن مثل خودمون که بعضی وقتا سر اونا خالی میکنیم گناه دارن تو باهاش مهربون باش اینجوری بیشترم دوست میداره....من اینجور وقتا مث کنه میچسبم بهش

13 سال و 1 ماه و 15 روز و 18 ساعت و 40 دقيقه قبل
elahenaz

گفتم حوصله ندارم بعد یهو نمیدونم منفجر بشه داد زد سرم

13 سال و 1 ماه و 15 روز و 15 ساعت و 36 دقيقه قبل
ツkhale khatereツ

الهه جوونم منم امشب با مامانم بحث کردم

13 سال و 1 ماه و 15 روز و 14 ساعت و 22 دقيقه قبل
elahenaz

اخیییییییی
اما من شب باهاش اشتی کردم بیچاره دلش پر بود
تو هم اشتی کن

13 سال و 1 ماه و 15 روز و 14 ساعت و 19 دقيقه قبل

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)