دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

@ﬡᖲᗩᖇᗩ شناورم با تخته پاره تن ...بر آبهای تاریکی از هراس .....چنانم که زخم را فراموش کرده ام ...

1392/07/03 - 22:30
3 ديدگاه
ﬡᖲᗩᖇᗩ

کسی چه می داند
در هزار توی دلتنگی های سُربی سینه ام ،
پنهانت کرده ام
و فصل گرده افشانی خاطره ها
پیوندت زده ام به طره ی افشان واژه ها !
که هر کس دید و گذشت
محکومم کرد به شاعره بودن در عصر پیامبری!!
بگذار شب به صلیبم بکشد.
باکی نیست !
من دلتنگی همه ی این سالها را ،
سکوتم را و
او را
سرفه می کنم در کوهستان مهیب زندگی !
تا پژواکش به در آرَد همه ی بیژن ها و یو سف ها را
از قعر چاه ها !
شایـــــــــد روزی از ردّ ژاله های زنانه ام ،
زندگــــــــی سبز شود
بر این گونه های سرخ شده از سیلـــــی روزگار!!!
کسی چه می داند
هنــــــــوز زنانـــــــه ایستاده ام ..

12 سال و 11 ماه و 23 روز و 23 ساعت و 6 دقيقه قبل

بازنشر

(2 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)