دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

شاید در منتهای خیالم به تو حسادت می کنم چرا که تو همان دختری هستی که مادرت میخواست و من دقیقا همان دختری شدم که مادرم آرزوی نداشتنش را داشت ، حدیث ِ خوبم حتی اگر امسال نتیجه ای هم نگیری _ که من گرفتن ِ نتیجه را یقین دارم _ تو به اندازه ی قدم هایی که برای یک پیاده روی ِ طولانی لازم است از بقیه جلوتری ! و تو چیزی را داری که من و امثال ِ من در آرزویش نفس نفس میزنند ، رضایت ِ مادر !

1392/07/05 - 16:51 در دلنوشتِ دنبالریون
3 ديدگاه
mich_K

@صـاد : )

این چند خط تنها چیزی بود که وقتی دستخطت چشم هایم را نوازش میکرد در خیالم

آمد و به دلم نشست .

12 سال و 11 ماه و 25 روز و 20 ساعت و 3 دقيقه قبل
صـاد

ميچكا... اين متن فوق‌العاده بود دُختر!

داشتنت يه اتفاق ِ فوق‌العاده خوب ِ براي ِ من، شُــكـــر...

12 سال و 11 ماه و 25 روز و 19 ساعت و 40 دقيقه قبل
mich_K

قابل ِ دلتُ نداشت !

و شُکر هم نیز برای بودن ِ خودت !

12 سال و 11 ماه و 25 روز و 19 ساعت و 35 دقيقه قبل

بازنشر

(1 کاربر)

پیگیری‌کنندگان دیدگاه

(مشاهده)